تبليغاتX
مجمع خانوادگی رافت
 

امام سجاد علیه السلام برای روز عید قربان، دعایی با مضامین زیبا دارد که درآن ضمن توصیف حضرت باری تعالی، درخواستهای خویش را از حضرت قاضی الحاجات تمنا می کند و خالصانه و خاشعانه با معبود خود راز و نیاز می نماید:

پروردگارا! امروز روز فرخنده ایست و بندگان یکتا پرست تو در چنین روز دور هم گرد آیند و از اقطار زمین بیکجا جمع شوند. همه از تو مسئلت دارند و همه دست طلب پیش آورده اند و همه به تو امیدوار و از تو بیمنا کند. درچنین کیفیت به سوی آنان می نگری و حاجاتشان برآوری.

توصیف خدای متعال

پروردگارا! من ترا دراین روز به بخشش و بخشایش تو سوگند می دهم آن چنانکه حاجات من در پیشگاه تو ناچیز و کوچک است از تو می خواهم که به روح مقدس محمد و آل محمد رحمت فرستی و می خواهم ای پروردگار ما، ای که سلطنت و حمدت ویژه توست، ای خداوند حلیم و کریم، ای آفریدگار مهربان و روزی رسان! ای منبع جلال و عظمت! ای پدید آورنده آسمان و زمین.. در آن هنگام به بندگانت خیر و عاقبت ارزانی داری. در آن هنگام که به پرستندگان خود برکت بخشی و از نورهدایت بهره مند شان سازی، درآن  هنگام که توفیق عبادت به آنان دهی و آنان را بسوی خویش راه بنمایی، درآن هنگام که بر درجه و منزلتشان بیفزایی و به خیر دنیا و آخرتشان رسانی....

 ای خدا! ای بخشنده و بخشاینده! ای آن که حاجت حاجت مندان هرچه مرموز باشد برتو پنهان نیست، ای آن که هرچه ببخشی خزانه سرشارت زوال نبیند، من به درگاه تو با دست تهی و روی سیاه آمده ام، مرا به طاعت و عبادتم تکیه ای نیست، نه طاعتی فرستاده ام که مقبول باشد و نه جز شفاعت محمد و آل محمد به شفاعت کسی پشت گرمی دارم. من به جرائم اعمال خویش اعتراف آورده ام، من اقرار دارم که بد کرده ام پس به عفو عظیم تو، به آن عفو که خطاکاران را شامل شود امیدوارم که مرا نیز مشمول  خویش سازد. خطا کاران به خطای خود پایدار ماندند و روزگاری دراز در ملاهی و مناهی بسر آوردند ولی بخشایش تو ای پرورگار من نومیدشان نساخت و کرم تو محرومشان  نداشت و من هم چشم طمع به بخشایش تو که خطاکاران را نومید و محروم نمی دارد دوخته ام.

یا عظیم! یا کریم! به روان محمد وآل محمد رحمت فرست و به سوی من با عطوفت و رحمت بنگر و فضل و مغفرت خویش را به من ارزانی دار.

حکومت از آن کیست؟

پروردگارا! دولت و حکومت ویژه خلفا و برگزیدگان تو باشد. آنان که از سوی تو چنین فرمان داشته اند و شایسته بودند که نماینده تو در جهان باشند، تو چنین خواسته ای و مشیت علیای تو به هر چه پیوندد با مصلحت مطلق و خیر محض مقرون است. کس نتواند ترا به انحراف متهم سازد، و اراده مقدس ترا هوس شمارد. ولی  برگزیدگان پاکدامن و شایسته تو به سوی تو مقهور و مغلوب و مظلوم باز گشته اند، فرمان تو را دستخوش تعطیل اهمال یافته اند و کتاب ترا متروک و سنت های پیامبر ترا پایمال دیده اند.

پروردگارا! بر دشمنانشان و آنان که به دشمنی این قوم رضا داده اند لعنت و نکبت فرو فرست و پیروان گمراه و سیاه کارشان را از درگاه خود بران....

 طلب استجابت دعا

پروردگارا! چنان کن که نام من در جریده یکتا پرستان و اهل توحید و ایمان نگاشته آید و درصف قومی قرار گیرم که پیامبر و پیشوایان دین ترا تصدیق کرده اند تا من هم از پیروان برگزید گان تو که پیروی آنان بر بندگان تو واجب است به حساب آیم.

پروردگارا! غضب ترا جز حلم تو و خشم ترا جزعفو تو و عقوبت ترا جز رحمت تو باز نگرداند، و مرا جز توبه و انابه و تضرع و التماس از عذاب تو نجات ندهد. پس به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و به آن قدرت که مردگان را زندگی دوباره بخشی و زمین های بی گل و گیاه را در گل و گیاه غرق کنی. به کار من گشایشی عطا کن و مرا از هلاک و دمار ایمن دار. دعای مرا مستجاب فرمای و شربت عافیت به کام من بیفشان و تا دم مرگ از شقاوت و سقوط معافم دار. مگذار که دشمنان من زبان به شماتت من گشایند و بر من چیره شوند.

الهی! اگر تو دست من بگیری و بلندم داری آن کیست که تواند فرودم بیاورد؟ و اگر تو از بلندی مرا به خواری بیاوری آن کیست که تواند دستم بگیرد و بلندم بدارد؟ تو تکریم کن تا کس نتواند توهینی کند و اگر تو توهینم کنی دیگر روی تکریم را نخواهم دید. اگر تو عذابم دهی از رحمت به دور مانم و اگر اراده تو به هلاکت من تعلق گیرد بنده تو بی کس و بیچاره خواهد ماند. من می دانم که به حکومت تو ظلم و ستم راه ندارد و هرگز به عقوبت کس شتاب نیاوری زیرا آنان که شتاب می دارند دوره حکومتشان کوتاه باشد و آنان که ستم کنند سخت ضعیف باشند ولی حکومت تو جاوید و لایزال است و قدرت تو درهم شکننده قدرتهاست.

عرضه حاجات به درگاه الهی

 پروردگارا! به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا دستخوش بلیات و سزاوار نقمت و عذاب مفرمای. به من مهلت و فرصت بخش و از لغزش ایمنم دار و محنت به دنبال محنت بر من مبار، تو ضعف تن و سستی تدبیر و عجز و مسکنتم را می نگری و می نگری که از غضب تو امروز به تو پناه آورده ام. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست واز غضب خویش پناهم ده. از خشم تو به درگاه تو گریخته ام، به روان محمد و آل محمد رحمت فرست ومرا به درگاهت بپذیر، می خواهم که از عذاب تو ایمن باشم. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و از عذاب خود ایمنم دار، می خواهم که هدایتم کنی. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و هدایتم کن، از تو کمک می خواهم. به روان محمد وآل محمد رحمت فرست و کمک خویش ازمن دریغ مدار. به امید رحمت روی به سوی تو آورده ام. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و نومیدم مساز. می خواهم که بر دشمنان خود پیروز باشم. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و بر دشمنان پیروزیم بخش. از خزانه سرشار تو روزی می جویم. به روان محمد وآل محمد رحمت فرست و برروزیم بیفزای. از تو پشتیبانی ومدد می خواهم. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و پشتیبان من باش. گناهکارم و از تو آمرزش می طلبم. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا بیامرز. تمنا دارم که دیگر دامنم به گناه نیالاید. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و دامنم را از آلایش گناه برکنار دار، ای پروردگارمن . زیرا چنان خواهم که هرگز به معصیت باز نگردم و از آنچه مکروه درگاه تو است برای همیشه پرهیز کنم و اگر اراده فرمایی این توفیق نصیب من خواهد شد.

خدای من! ای پروردگار من! ای خدای مهربان و روزی ده من! به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و آنچه از تو خواسته ام به من باز ده. اراده کن، تقدیر کن، امضاء کن، رضا باش که حاجات من بر آورده شود، و این سعادت را برمن فرخنده و مبارک گردان، و برآنچه تمنا کرده ام به فضل و کرم خویش بیفزای، زیرا دست تو گشاده و انعام تو فراوان و خزانه تو سرشار است

فانک واسع کریمو چنان خواهم که خیر دنیای مرا با خیر آخرت بپیوندی و به نعیم جاویدانم رسانی.

یا ارحم الراحمین.

منبع:

-بخشی از  دعای چهل وهشتم، صحیفه سجادیه.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 20:12  توسط  حسین   | 
 

عرفات سرزمین اشك و دعاست. (1) عرفات سرزمینى است كه خداوند به خاطر اشك‎ها و دعاهاى زائران به فرشتگان مباهات مى‏ورزد. سرزمینى كه گناهان در آن بخشیده مى‏شوند. (2)

سرزمینى كه خیال بخشیده نشدن در آن، خود گناه بزرگى است. (3) حتى كسانى كه هنوز متولد نشده‏اند، امید است مورد لطف قرار گیرند. (4)

عرفات سرزمینى است كه به عرصات قیامت ماند كه خلایق همه جمعند و هر كس به دعا مشغول، و در انتظار رد و قبول، بیرون دروازه‏اند. مى‏خواهند نزد مولایشان حضور یابند. ابتدا باید پشت در بایستند تا اجازه ورود بگیرند. باید بنالند تا به حرم(مشعر) راه یابند چقدر بنالند؟ چگونه بنالند؟... تا ننالند به حرم راه نیابند آنگاه كه پاك شوند، وارد حرم شوند. خانه خدا پاك است و مهمان پاك مى‏پذیرد. (5)

پس دعا كنند. روز عرفه روز دعاست. انسان جز دعا مالك چیزى نیست نه تنها مالك مال نیست ‏بلكه مالك اجزاء و جوارحش نمى‏باشد. ما جز تضرع و دعا سلاحی نداریم، دشمن درون ما تنها با اشك رام مى‏شود. و "سلاحه البكاء". (6) یا از ترس جهنم مى‏نالد یا گریه شوق دارد كه چرا به بهشت نرسیده، چرا از هجرانش ننالد؟

عرفات سرزمینى است كه بهترین مردان خدا در آن توقف كرده، دعاها و اشك‏ها داشته‎اند، و در هر سوى این دشت ردّ پاى مهدى فاطمه است. (7) عرفات با اشك‎هاى مقدس سیدالشهدا اباعبدالله الحسین‏ علیه السلام در روز عرفه به هنگامه خواندن دعاى عرفه متبرك‏تر شد.

                                            اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام

پی‎نوشت‎ها:

1- كنزالعمال، جلد 5، ص 13.

2- مستدرك الوسایل، جلد 2، ص 168/ وافى، جلد 2، ص 45.

3- بحارالانوار، ج 99، ص 264.

4- همان، ص 293 .

5- جوادى آملى، صهباى صفا، ص 85 .

6- همان، صص 85 و 86 .

7- محسن قرائتى، حج، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ چهارم .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 21:0  توسط  حسین   | 

عبدالله بن نافع كه از خوارج بود مى‏گفت: اگر مى‏دانستم كه در شرق و غرب زمین كسى هست كه با من بحث كند و بگوید: على بن ابى طالب اهل نهروان را بحق كشت و بر آن ظلم نكرد، من سوار بر شتران پیش او مى‏رفتم تا با من مخاصمه كند.


به او گفتند: حتى در میان اولاد على هم كسى را نمى‏شناسى؟! گفت: مگر در میان اولاد على عالمى وجود دارد؟! گفتند: این اولین نادانى توست كه فكر مى‏كنى اولاد على از عالم و دانشمند خالى است.

گفت: امروز عالم اولاد على كیست؟ گفتند: محمد بن على بن الحسین (ع)، عبدالله با بزرگان خوارج به مدینه آمد و از امام باقر اجازه خواست، به امام عرض كردند: عبدالله بن نافع اجازه ملاقات مى‏خواهد. فرمود: او با من چه كار دارد، با آن كه در بامداد و شامگاه از من و پدرم بیزارى مى‏كند.

ابوبصیر گفت :یابن رسول الله (ص) او مى‏گوید: اگر در شرق و غرب زمین كسى یافت بشود كه بگوید: على بن ابى طالب اهل نهروان رابه نا حق نكشت من پیش او رفته و با او محاجه مى‏كنم.

امام فرمود: براى مناظره پیش من آمده است؟ ابوبصیر گفت: آرى. امام به غلامش فرمود: بروبارش را پایین بیاور و بگو فردا به ملاقات من بیاید.

عبدالله بن نافع فردا با بزرگان خوارج آمد، امام باقر صلوات الله علیه همه فرزندان مهاجر و انصار را جمع كرد و پیش آنها آمد، وجود مباركش مانند قرص قمر نورانى بود، آن حضرت خدا را حمد و ثنا كرد و بر رسولش صلوات فرستاد و فرمود: حمد خدا را كه ما را به نبوتش گرامى داشت و به ولایت مخصوص فرمود. اى فرزندان مهاجر و انصار هر كه منقبتى و فضیلتى از على بن ابى طالب صلوات الله علیه مى‏داند بگوید.

آنها بپاخاسته و آنچه مى‏دانستند گفتند. عبدالله بن نافع خارجى گفت: من هم این مناقب را مى‏دانم ولى على (نعوذ بالله) وقتى كه جریان حكمین را قبول كرد كافر شد!

در همین وقت روایت خیبر را خواندند كه رسول الله (ص) در حق على (ع) فرمود: «لا عطین الرایة غداً رجلاً یُحبّ اللّهَ و رسولّه و یحبّه اللّهُ و رسولُه كرّارٌ غیرُ فرّار لاٍیرجع حتى یفتحَ اللّه على یدیه».

(به خدا سوگند فردا پرچم را به دست کسی خواهم سپرد که او خدا و رسولش را دوست می دارد و خدا و رسولش نیز او را، کسی که بر دشمن یورش می برد و از او نمی گریزد، بازنمی گردد مگر آنکه خداوند پیروزی را با دستاش محقق می سازد.)

امام (ع) به عبدالله فرمود: درباره این حدیث چه مى‏گویى؟ گفت: راست است و شكى در آن نیست ولیكن على بعداً كافر شد (نعوذ بالله) امام فرمود: مادرت به عزایت بنشیند بگو ببینم روزى كه خدا على را دوست داشت مى‏دانست كه اهل نهروان را خواهد كشت یا نه؟ اگر بگویى: نه كافر شده‏اى .

گفت: مى‏دانست. فرمود: آیا او را بر این دوست مى‏داشت كه به طاعت عمل كند یا به معصیت او؟ گفت: نه، عمل كند به طاعت او.

امام فرمود: پس برخیز در حالى كه مغلوب شده‏اى. عبدالله برخاست و مى‏گفت:

«حتى یتبین لكم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر(بقره/۱۸۷)، الله اعلم حیث یجعل رسالته(انعام/۱۲۴)

تا رشته سپید صبح، از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد! و خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد!

منبع:

روضه كافى: ص ۳۴۹ حدیث پانصد و چهل و هشت، مناقب. ج ۴ ص ۲۰۱ باختصار.
 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 20:10  توسط  حسین   | 

 هفتم ذی الحجه سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک امامت و ولایت امام محد باقر علیه السلام است . ضمن عرض تسلیت به شما عزیزان  گلهایی معطر از بوستان احادیث امام باقر علیه السلام را پیشکش شما خوبان میکنیم . امید است هم چون گذشته در پیمودن راهش موفق باشید .


 

۱- چه بسا شخص حریص بر امری از امور دنیا ، که بدان دست یافته و باعث نافرجامی و بدبختی او گردیده است ، و چه بسا کسی که برای امری از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسیده ، ولی به وسیله آن سعادتمند گردیده است . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۶۶)

——————————————————————————–

۲- تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن ، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۶۷)
——————————————————————————–

۳- سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۰)
——————————————————————————–

۴- چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص(۱۷۲)
——————————————————————————–

۵- نهایت کمال ، فهم در دین و صبر بر مصیبت ، و اندازه گیری در خرج زندگانی است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص(۱۷۲)
——————————————————————————–

۶- سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است : از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ، به کسی که از تو بریده است بپیوندی ، و هنگامی که با تو به ندانی رفتار شود ، بردباری کنی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۳)
——————————————————————————–

۷- خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۳)
——————————————————————————–

۸- دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۳)
——————————————————————————–

۹- هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۳)
——————————————————————————–

۱۰- هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۵)
——————————————————————————–

۱۱- هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده می گردد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۵)
——————————————————————————–

۱۲- از سستی و بی قراری بپرهیز ، که این دو ، کلید هر بدی می باشند ، کسی که سستی کند ، حقی را ادا نکند ، و کسی که بی قرار شود ، بر حق صبر نکند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۵)
——————————————————————————–

۱۳- پیوند با خویشان ، عملها را پاکیزه می نماید ، اموال را افزایش می دهد ، بلا را دور می کند ، حسا آخرت را آسان می نماید ، و مرگ را به تاخیر می اندازد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۱، ص (۱۱۱)
——————————————————————————–

۱۴- بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۶۵، ص (۱۵۲)
——————————————————————————–

۱۵- خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار می دهد ، چنانکه سفر کرده ای برای خانواده خود هدیه می فرستد ، و او را از دنیا پرهیز می دهد ، چنانکه طبیب مریض را پرهیز می دهد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۸۰)
——————————————————————————–

۱۶- بر شما باد به پرهیزکاری و کوشش و راستگویی ، و پرداخت امانت به کسی که شما را بر آن امین دانسته است ، چه آن شخص ، نیک باشد یا بد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۹)
——————————————————————————–

۱۷- غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را بگویی که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است . و بهتان آن است که عیبی را که در برادرت نیست ، به او ببندی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۸)پ
——————————————————————————–

۱۸- خداوند ، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۶)
——————————————————————————–

۱۹- تواضع ، راضی بودن به نشستن در جایی است که کمتر از شانش باشد ، و اینکه به هر کس رسیدی سلام کنی ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کنی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۶)
——————————————————————————–

۲۰- برترین عبادت ، پاکی شکم و پاکدامنی است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۶)
——————————————————————————–

۲۱- خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است ، دقت و باریک بینی می کند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷ ، ص (۲۶۷)
——————————————————————————–

۲۲- آن که از شما به دیگری علم بیاموزد ، پاداش او ( نزد خدای تعالی ) به مقدار پاداش دانشجوست ، و از او هم بیشتر می باشد . کافی ، ج ۱ ، ص (۳۵)
——————————————————————————–

۲۳- هر که علم و دانش را جوید برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، یا با نابخردان بستیزد ، و یا مردم را متوجه خود نماید ، باید آتش را جای نشستن خود گیرد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ۲ ، ص (۳۸)
——————————————————————————–

۲۴- خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند ، دوست دارد .

کافی ، ج ۲ ، ص (۶۶۳)
——————————————————————————–

۲۵- سه خصلت است که دارنده اش نمی میرد تا عاقبت شوم آن را ببیند : ستمکاری ، ازخویشان بریدن ، و قسم دروغ که نبرد با خداست .

کافی ، ج ۷۵، ص (۱۷۴)
——————————————————————————–

۲۶- به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا ، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند ، جز اینکه حاجتش را بر آورد . کافی ، ج ۲ ، ص (۴۷۵)
——————————————————————————–

۲۷- خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بنده ای را دوست دارد که بسیار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زیرا آن ، ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام باز گردد و روزیها در آن تقسیم گردد و حاجتهای بزرگ بر آورده شود .

کافی ، ج ۲ ، ص (۴۷۸)
——————————————————————————–

۲۸- دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است . کافی ، ج ۲ ، ص (۵۰۷)
——————————————————————————–

۲۹- هر چشمی روز قیامت گریان است ، جز سه چشم : چشمی که در راه خدا شب را بیدار باشد ، چشمی که از ترس خدا گریان شود ، و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود .

کافی ، ج ۲ ، ص (۸۰)
——————————————————————————–

۳۰- شخص حریص به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم به دور خود می تند ، راه بیرون شدنش را دورتر و مشکل تر می کند ، تا اینکه از غم و اندوه بمیرد .

کافی ، ج ۲ ، ص (۳۱۶)
——————————————————————————–

۳۱- چه بسیار خوب است نیکی ها پس از بدی ها ، و چه بسیار بد است بدی ها پس از نیکی ها . کافی ، ج ۲ ، ص (۴۵۸)
——————————————————————————–

۳۲- چون مؤمن با مؤمنی دست دهد ، پاک و بی گناه از یکدیگر جدا می شوند . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۳، ص (۲۰)
——————————————————————————–

۳۳- از دشمنی بپرهیزید ، زیرا فکر را مشغول کرده و مایه نفاق می گردد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۲ ، ص (۳۰۱)
——————————————————————————–

۳۴- هیچ قطره ای نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا و برای او ریخته شود ، نیست . کافی ، ج ۲ ، ص (۴۸۲)
——————————————————————————–

۳۵- هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمی شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمی خورد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۶۸، ص (۱۵۱)
——————————————————————————–

۳۶- افزایش نعمت از جانب خداوند قطع نمی شود ، مگر اینکه شکر از جانب بندگان قطع گردد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۶۸، ص (۵۴)
——————————————————————————–

۳۷- خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد ، اما دینش را فقط به دوست خود می بخشد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۲ ، ص (۲۱۵)
——————————————————————————–

۳۸- مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمی دهد ، از او دریغ نمی کند ، و به او گمان بد نمی برد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۶)
——————————————————————————–

۳۹- هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند ، مگر اینکه زبانش را نگه دارد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص (۱۷۸)
——————————————————————————–

۴۰- سه چیز پشت انسان را می شکند : مردی که عمل خویش را زیاد شمارد ، گناهانش را فراموش کند ، و به رای خویش ، خوشنود باشد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۶۹، ص (۳۱۴)

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 20:6  توسط  حسین   | 

       تربیت قرآنی فرزندان از اوان کودکی

تربیت قرآنی فرزندان از اوان کودکی

برخی خانواده ها از همان اوان كودكي فرزندان دلبند خود را با كتاب انسان‌ساز قرآن كريم آشنا مي‌كنند. اين كتاب آسماني مدرسه‌اي است كه هم والدين و هم فرزندان و همه انسان‌هاي ديگر مي‌توانند در آن همكلاس هم باشند و معلم مشترك همه، خداوند است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 12:15  توسط  حسین   | 
 آیه روز:   وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفرِغْ عَلَیْنَا صَبرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى القَومِ الکافِرِینَ .

و چون طالوت و اهل ایمان براى جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند ، گفتند: پروردگارا بر ما صبر و شکیبایى فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز ، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. ( بقره، آیه ۲۵۰)

325173_1thhosari3-s.jpgذکر روز چهارشنبه:یا حی و یا قیوم

احادیث امروز:

امام حسین (ع) :

لولا ثلاثة ما وضع ابن آدم رأسه لشیء: ألفقر و المرض و الموت .

اگر حوادث سه گانه فقر، مرض ، مرگ نبود، بنی آدم در برابر هیچ چیز سر فرود نمی آورد.

نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص ۸۰
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 8:2  توسط  حسین   | 

امام جواد علیه السلام

زمانى كه مأمون خواست تلاش‏هاى خود را براى شكست «امامت» از راه تهى جلوه دادن آن از محتواى علمى، در تلاشى كه با درخواست از یحیى بن اكثم كه امام را در یك مسأله محكوم و مجاب كند، به عمل آورد، تكرار كند، امام را مجهّز به جواب قاطع و برهان ساطع یافت. تو گویى امام با تبسّمى تلخ و سخریّه‏آمیز، این زبان حال را دارد:

در ماجرایى دیگر نیز، یحیى بن اكثم، در حضور جمع بسیارى، از آن جمله مأمون، (۱) به طرح سؤالاتى مربوط به مناقب ابوبكر و عمر، از امام، اقدام مى‏كند. و ما معتقدیم كه اگر او به رضایت مأمون و موافقت او با این امر، علم و یقین نداشت، جرأت این كه در حضور مأمون به چنین اقدامى دست بزند نداشت. قضیه از این قرار است:

نقل شده است كه مأمون بعد از آن كه دخترش امّ الفضل را به نكاح ابوجعفر جواد علیه السلام درآورد، در مجلسى كه ابوجعفر علیه السلام و یحیى بن اكثم و جماعتى بسیار بودند، حضور داشت، یحیى بن اكثم به ابوجعفر (علیه السلام) گفت: «یابن رسول الله چه مى‏گوئى در مورد خبرى كه روایت شده كه «جبرئیل (علیه السلام) بر رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) نازل شد و عرض كرد: خدا سلامت مى‏رساند و به تو مى‏گوید: من از ابوبكر راضى هستم از او بپرس كه آیا او هم از من راضى هست؟»

ابوجعفر گفت: من منكر فضیلت ابوبكر نیستم ولى كسى كه این خبر را نقل مى‏كند لازم است خبر دیگرى را اخذ كند كه پیغمبر (صلّى الله علیه و آله) در حجة الوداع فرمود: «كسانى كه بر من دروغ مى‏بندند بسیار شده‏اند، و بعد از من نیز بسیار خواهند شد، هر كس بر من دروغ ببندد، جایگاه او از آتش پر مى‏شود، پس چون حدیثی از من براى شما نقل شد، آن را بر كتاب خدا و سنّت من عرضه كنید، آنچه كه موافق كتاب خدا و سنّت من بود بگیرید و آنچه را كه مخالف كتاب و سنّت من بود رها كنید.»

و این خبر (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نیست. خداوند فرموده است: «ما انسان را آفریدیم و مى‏دانیم در دلش چه چیز مى‏گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیك‏تریم - سوره ق، آیه ۱۶». پس آیا خشنودى و ناخشنودى ابوبكر بر خداى عزّ و جلّ پوشیده و مجهول بوده است تا از آن پرسیده باشد؟! این عقلاً محال است.

سپس یحیى بن اكثم گفت: و روایت شده است كه: «مَثَل ابوبكر و عمر در زمین مانند مَثل جبرئیل و میكائیل است در آسمان.»

ابوجعفر (علیه السلام) فرمود: در این نیز باید دقت شود، چرا كه جبرئیل و میكائیل دو ملائكه مقرب هستند كه هرگز گناهى از آن دو سر نزده و یك لحظه نیز از دائره طاعت خارج نشده‏اند، ولى ابوبكر و عمر به خداى عزّ و جلّ شرك ورزیده‏اند، هر چند بعد از دوران شرك، اسلام آوردند، ولى بیشتر دوران زندگى‎شان را در شرك بسر برده‏اند، پس محال است كه این دو به آن دو تشبیه شوند.

یحیى گفت: و نیز روایت شده كه: «ابوبكر و عمر دو آقاى پیران بهشند» در این باره چه مى‏گوئى؟ آن حضرت فرمود: این خبر نیز غیر ممكن است زیرا تمامى بهشتیان جوان هستند و پیرى در میان آنان نیست. این خبر را بنو امیه در مقابل خبرى (صحیح و مشهور) كه از رسول الله (صلّى الله علیه و آله) است كه فرمود: «حسن و حسین دو آقاى اهل بهشتند» جعل كرده‏اند.

پس یحیى گفت: و روایت شده كه «عمر بن خطّاب چراغ اهل بهشت است.»ابوجعفر (علیه السلام) فرمود: این نیز محال است. زیرا در بهشت ملائكه مقرّب خدا، آدم، محمّد (صلّى الله علیه و آله) و همه انبیأ و مرسلین حضور دارند. چطور بهشت به نور هیچ یك از آنان روشن نمى‏شود ولى به نور عمر روشن مى‏شود؟!.

یحیى گفت: و روایت شده كه: «سكینْ» به زبان عمر سخن مى‏گوید.

فرمود: من منكر فضائل عمر نیستم ولى ابوبكر افضل از عمر بود و همو بالاى منبر گفت: «من شیطانى دارم كه مرا منحرف مى‏كند، هرگاه از راه راست منحرف شدم مرا استوار سازید.»

یحیى گفت: و روایت شده كه: پیغمبر (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «اگر من به پیامبرى مبعوث نمى‏شدم عمر مبعوث مى‏شد»؟

فرمود: كتاب خدا از این خبر راست‏تر است. خداى تعالى مى‏فرماید: «و آنگاه كه از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و از نوح - احزاب، ۷» پس خداوند از پیامبران پیمان گرفته است پس چگونه پیمان خود را عوض مى‏كند؟! و هیچ یك از انبیاء به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا شرك نورزیده‏اند، پس چگونه خدا كسى را به پیامبرى مبعوث كند كه به خدا شرك ورزیده و بیشتر روزگار خود را با شرك به خدا گذرانده است. و نیز پیغمبر خدا (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «در حالى كه آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم.»

یحیى گفت: و روایت شده كه پیغمبر (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «هرگز وحى از من قطع نشد مگر آن كه گمان بردم كه بر آل خطّاب نازل شده است - یعنى اگر وحى بر من نازل نمى‏شد بر آل خطاب نازل مى‏شد- .»

ابوجعفر (علیه السلام) فرمود: این نیز محال است: زیرا جایز نیست كه پیغمبر (صلّى الله علیه و آله) در نبوّت خود شك كرده باشد، خداى تعالى فرمود: «خدا از ملائكه و از مردم پیامبرانى برمى‏گزیند - حجّ، ۷۵» پس چگونه ممکن است كه نبوّت از كسى كه خدایش برگزیده به كسى كه به خدا شرك ورزیده منتقل شود؟!

یحیى گفت: روایت شده كه پیغمبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده است: «اگر عذاب فرود مى‏آمد كسى جز عمر از آن نجات نمى‏یافت.»

امام جواد علیه السلام

حضرت فرمود: این هم محال است، زیرا خداى تعالى مى‏فرماید: «خداوند آنان را عذاب نمى‏كند در حالى كه تو در میان آنان هستى و خداوند آنان را عذاب نمى‏كند تا زمانى كه از خداوند طلب بخشش مى‏كنند - انفال، ۳۳» پس خداى سبحان خبر داده است كه تا زمانى كه پیغمبر در میان آنان است و تا زمانى كه استغفار مى‏كنند ایشان را عذاب نمى‏كند.»

طبیعى بود كه اگر امام در جواب به آن سؤالات، آن كرامات و فضائلى را كه به ابوبكر و عمر نسبت داده مى‏شود بپذیرد، شیعیان و پیروان او دچار شك و تردید مى‏شوند، زیرا یقیناً این خلاف آن چیزى است كه تاكنون از خود آن حضرت و از پدران او علیهم السلام فرا گرفته‏اند و شناخته‏اند و مخالف چیزى است كه در این مورد براى آنان ثابت شده است. بنابراین به زودى تناقضى آشكار بین امام با شیعیانش پدید مى‏آمد.

و اگر آن كرامات انتسابى را منكر شود و ردّ كند، عامّه مردم و پیروان فرقه‏هاى دیگر، و شاید به تحریكات پشت پرده خود مأمون- علیه او مى‏شورند و در چنین شرایطى، دیگر مردم به این كه امام از موقعیّتى كه حكومت به ناچار او را در آن موقعیّت و مكانت قرار داده است، بر كنار شود راضى نمى‏شوند و اقدامات شدیدتر و مهم‏ترى را نه فقط علیه شخص امام جواد (علیه السلام) بلكه علیه تمامى پیروان و دوستان او در همه جا خواستار مى‏گردند. ولى مى‏بینیم كه امام در جواب‎هایش به آن پرسش‏ها، از یك سو توانست خطّ صحیح خود را حفظ كند. و از طرف دیگر، در مورد امور مطرح شده، رأى صحیح خود را ارائه دهد. و نیز توانست راه را بر بروز هرگونه تشنّج غیر مسؤولانه، چه در سطح عموم مردم و چه در سطح اهل علم و معرفت، آنان كه در این مسائل، مخالف رأى اویند، بست.

علاوه بر اینها هیچ فرصتى را براى بهره‎بردارى مغرضانه، از سوى كسانى كه مترصّد چنین فرصتى بودند، و شخص مأمون در رأس آنان بود، باقى نگذاشت.

چرا كه آن حضرت علیه الصلاة و السّلام، مسأله را به صورت علمى و دور از هیجان، و متكّى بر منطق و برهان، به گونه‏اى كه براى احدى راه گریز نماند، مطرح نمود. و بیانات خود را با رعایت ادب و استحكام سخن و روانى و ساده‎گوئى و با شرح صدر و خوى نیكو ادا كرد.

پی‎نوشت‎ها:

۱- الاحتجاج، ج ۲، ص ۲۴۸- ۲۴۵ / بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۸۳-۸۰  

منبع:

نگاهى به زندگانى سیاسى‏ امام جواد علیه السلام، علامه جعفر مرتضی عاملی، ترجمه سیدمحمد حسینی

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:56  توسط  حسین   | 
 الف) سیماى جواد الائمه در یك نگاه      ج) اخبار شهادت امام جواد علیه السلام

 ب) رنج‌هاى امام جواد علیه السلام          د) چگونگى شهادت امام جواد علیه السلام

 ۱ .شكستن حریم امامت      ۲ .تهمت مستى و …      ۳ .توطئه قتل به اتهام خروج

95223235189245948243441251119019915522.jpg

الف) سیماى جواد الائمه در یك نگاه
امام محمدبن على علیه السلام جوادالائمه نهمین امام از اهل‌بیت علیهم السلام است. القابى كه براى آن امام برشمرده‏اند و هر یك گویاى بُعدى از شخصیت آسمانى حضرت است، عبارت‏اند از: «مختار، مرتضى، متوكل، متقى، زكى، تقى، منتجب، مرتضى، قانع، جواد، عالم ربانى، منتجب المرتضى و …» مشهورترین لقب امام، «جواد» است.

كنیه‏هاى حضرت نیز عبارت‏اند از: ابو جعفر ثانى و ابو على.

ایشان در حالى كه ۲۵ سال از عمرش مى‏گذشت سال ۲۲۰ هجری شهید شد.

اینك كه در آستانه شهادت جانگداز آن امام قرار گرفته‏ایم، به بازخوانى گوشه‏هایى از دوره امامت تا لحظه شهادت مى‏پردازیم.

ب) رنج‌هاى امام جواد علیه السلام
امام جواد علیه السلام از همان آغاز امامت ‏با سیل رنج‌ها رویرو بود؛ مشكلاتى كه گاه از سوى حاكمان، زمانى از طرف كارگزاران و منسوبین به طاغوت‌ها و گاهى از سوى جاهلان، متعصبان، گروه‌هاى انحرافى و … ایجاد مى‏شد. اینك نمونه‏هایى را مرور مى‏كنیم:

 . شكستن حریم امامت
محمدبن ریان مى‏گوید: مامون به هر حیله‏اى متوسل مى‏شد تا بر امام نفوذ كند، اما ممكن نمى‏شد، تا این كه این فرصت هنگام ازدواج دخترش با امام به دست آمد .

وقتى مى‏خواست دخترش، ام فضل را به خانه امام جواد علیه السلام بفرستد، زیباترین كنیزكان خود را طلبید و به هر یك جامى كه داخل آن گوهرى بود، داد تا وقتى در جایگاه نشست، از او استقبال كنند، اما حضرت به هیچ یك توجهى نكرد. در آنجا مردى بود كه مخارق نامیده مى‏شد و صاحب صدا و عود و ضرب بود، مامون او را طلبید. مخارق گفت: اگر به چیزى از امور دنیا مشغول باشد، من براى مقصود شما كفایت مى‏كنم. آن گاه رو به روى امام نشست، وقتى توجه همه را جلب نمود، شروع به نواختن كرد. امام دقایقى بى توجهى كرد و ناگهان سر برداشت و فرمود: «اتق الله؛ از خدا بپرهیز» مخارق چنان از فریاد امام وحشت كرد كه ساز و عود از دستش افتاد.

وقتى مامون از دلیل آن حالت پرسید، گفت: از وقتى ابوجعفر بر سرم فریاد كشید، وحشتى مرا فرا گرفت كه هرگز از جانم بیرون نمى‏رود. (۱)

 . تهمت مستى و …
فضاى تنگ و خفقان آلود حاكم بر جامعه چنان امام و یارانش را در تنگنا قرار داده بود كه گاه افراد وابسته به طاغوت به آن حضرت توهین‌هاى سنگینى مى‏كردند و امام تنها به شكوه به درگاه الهى بسنده مى‏كرد. از جمله، عمر از خاندان فرج كه با چپاول و رشوه و دزدى ثروت زیادى فراهم آورده بود و در حكومت‏ بنى عباس نفوذ داشت، مدتى فرماندار مدینه شد و در همان زمان نسبت ‏به خاندان نبوت خشونت‏ به خرج مى‏داد و كار را به جایى رساند كه به امام گفت: به گمانم تو مست هستى! امام جواد علیه السلام در مقابل این گستاخى تنها به درگاه الهى پناه برد و فرمود: «اللهم ان كنت تعلم انى امسیت لك صائما فاذقه طعم الخرب و ذل الاسر؛ خدایا! چنانچه تو مى‏دانى امروز براى تو روزه بودم، پس طعم غارت شدن و خوارى اسارت را به او بچشان.»

طولى نكشید كه در سال ۲۳۳ هجری متوكل بر او غضب كرد و دستور داد ۱۲۰ هزار دینار به عنوان مالیات و ۱۵۰ هزار دینار از برادرش بگیرند و دستور داد او را به بغداد بردند و همان جا در اسارت، مُرد. (۲)

۳ . توطئه قتل به اتهام خروج
قطب راوندى نقل مى‏كند: معتصم تعدادى از وزرایش را فرا خواند و گفت: بر علیه محمد بن على علیه السلام نزد من شهادت دروغ دهید و بنویسید كه مى‏خواهد قیام كند. آن گاه امام را خواست و گفت: تو علیه من توطئه كرده‏اى! امام فرمود: «والله ما فعلت ‏شیئا من ذلك؛ به خدا سوگند! من چنین كارى نكرده‏ام.»

مامون بر وجود شاهدان پاى فشرد. امام هم دستش را بلند كرد و عرض كرد: «اللهم ان كانوا كذبوا على فخذهم؛ خدایا اگر بر من دروغ بسته‏اند، آنها را بگیر.» در آن لحظه ایوان لرزید و هر یك از اطرافیان معتصم كه بر مى‏خاست، بر زمین مى‏افتاد. معتصم عرض كرد: «یا ابن رسول الله! انى تائب مما فعلت فادع ربك ان یسكنه؛ اى پسر رسول خدا! از آنچه كردم، توبه نمودم. از پروردگارت بخواه كه آن را آرام سازد.» این بار امام دست ‏بلند كرد و عرض كرد: «اللهم سكنه و انك تعلم انهم اعداؤك و اعدائى؛ خدایا! آرامش ساز و تو مى‏دانى كه آنها دشمنان تو و من هستند.» در پى این دعا آرامش به ایوان بازگشت. (۳)

ج) اخبار شهادت امام جواد علیه السلام
وقتى ابوجعفر به دنیا آمد، امام رضا علیه السلام به یارانش فرمود: «در این شب براى من فرزندى شبیه موسى بن عمران به دنیا آمد كه شكافنده دریاهاست، [و شبیه عیسى بن مریم] مادرش مقدس است و پاك و پاكیزه خلق شد. به جان پدر و مادرم شهیدى مى‏شود كه اهل آسمان بر او مى‏گریند. از روى خشم كشته مى‏شود و خدا بر قاتل او خشم مى‏گیرد؛ پس [قاتل او] نمى‏ماند مگر اندكى تا این كه خدا عذاب دردناك و عقاب شدید را به سوى او مى‏فرستد.»

اسماعیل بن مهران مى‏نویسد: وقتى ابوجعفر علیه السلام از مدینه به بغداد براى بار اول مى‏خواست ‏برود، گفتم: من بر شما مى‏ترسم. با چهره‏اى گشاده، فرمود: غیبت من در این سال نیست. وقتى بار دوم به سوى معتصم مى‏رفت، گفتم: شما مى‏روید، بعد از شما امامت ‏با كیست؟ حضرت جواد علیه السلام گریست و فرمود: «بعد از من امر امامت مربوط به فرزندم على علیه السلام است.» (۳)

د) چگونگى شهادت امام جواد علیه السلام
سابقه خباثت و دشمنى معتصم، خلیفه عباسى، نشان مى‏دهد كه دستور قتل توسط وى صادر شده است؛ این موضوع به قدرى روشن بود كه مسعودى مى‏نویسد: «وقتى امام جواد علیه السلام از مكه به عراق بازگشت، معتصم و جعفر بن مامون دائما در تدبیر و دست ‏به كار چاره‏اى براى قتل او بودند.» خلیفه که از کینه ام فضل نسبت‏ به امام خبر داشت و مى‏دانست كه ام فضل از او صاحب فرزند نشده است، در انگور سم ریخت و ام فضل با تعریف و تمجید آن را به امام داد و حضرت خورد. امام در اثر مسمومیت در بستر افتاد و سرانجام به شهادت رسید. (۴)

——————————————————————————–

پی نوشتها:

۱)مناقب ابن شهرآشوب، ج‏۴، ص‏۳۹۶.

۲) بحار الانوار، ج‏۵۰، ص‏۶۲ و ۲۲۱.

۳) كافى، ج‏۱، ص‏۳۲۳.

۴) بحار الانوار، ج ۵، ص‏۱۶.

منبع: عابدی، محمد، نشریه مبلغان، شماره ۴۹.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:43  توسط  حسین   | 
آقای امیر زاهد (داماد مرحوم اسلامی ) به علت بیماری به بخش قلب بیمارستان فارابی مشهد منتقل گردید .

الحمدالله حال ایشان تا بحال به سمت بهبودی بوده و برای این عزیز از خداوند متعال سلامتی کامل را آرزو مندیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 20:22  توسط  حسین   | 
آقای محمد نیلی احمد آبادی که برای عمل جراحی پا به بیمارستان منتقل شده بود پس از انجام موفقیت آمیز عمل بر روی ایشان رور ۳شنبه ۵/۹/۸۷ از بیمارستان مرخص و به منزل منتقل شد .

برای ایشان آرزوی سلامتی کامل مینماییم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 20:20  توسط  حسین   | 

توصیه قرآن به تامل درباره پرواز پرندگان 

 2251610364144371824924112624222510122611242.jpg

 تصویر فوق با آیه ۱۹ از سوره مبارکه ملک همخوانی دارد که می فرماید: “آيا(انسانها) به پرندگانى که بالاى سرشان است، و گاه بالهاى خود را گسترده و گاه جمع مى‏کنند، نگاه نکردند؟! جز خداوند رحمان کسى آنها را بر فراز آسمان نگه نمى‏دارد، چرا که او به هر چيز بيناست!”

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:34  توسط  حسین   | 
۳ دیماه سالروز ولادت آقای سید امیر علی هاشمی است .ضمن تبریک این روز به ایشان از خداوند متعال برای وی موفقیت در تمامی امور زندگی را خواستاریم .

لازم بذکر است سید امیر علی هاشمی نوه دختری مرحوم جواد نیلی ثانی می باشد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:27  توسط  حسین   | 
بیست ویکم آبان ماه سالروز ولادت "آقای سبحان صباغیان "است.

ما این روز را به این عزیز و خانواده محترمش تبریک گفته برای او طول عمر همراه با عاقبت به خیری آرزومندیم و امید واریم که در تمامی مراحل زندگی موفق و موید باشد.

لازم به ذکر است که "آقای سبحان صباغیان "نوه دختری مرحوم جواد نیلی ثانی است که امسال وارد چهادهمین بهار زندگیش شده است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 13:20  توسط  حسین   | 
بسمه تعالی

با عرض سلام  و ادب و احترام به همه شما بزرگواران

در ابتدای سخن ولادت با سعادت امام رئوف و مهربان ، امام صبر و رضا ،حضرت علی بن موسی الرضا (ع )را به شماتبریک عرض مینمایم و از این که مجالی دست داد تا با شما عزیز به گفتگو بپردازم خدای را شاکر بوده و امید دارم که بتوانیم در کنار هم در پیمودن مسیر تعالی دنیا و آخرت مو فق تر از گذشته حرکت نماییم . انشاءالله

 و اما بعد

مدتها بود سوالاتی ذهنم را مشغول میکرد سوالاتی که شاید ذهن شما را نیز به خود مشغول کرده باشد ، که چرا ما که هم از لحاظ دینی ،و هم از لحاظ ملی و حتی خانوادگی تاکیدات فراوانی نسبت به صله رحم و جویایی حال همدیگر داریم اینقدر از همدیگر بی خبریم ؟

واقعا چند نفر از ما میدانیم که مشکلات اقوام  و نزدیکانمان چیست ؟

 کدام یک از اقوام در چه فعالیت و کاری است و هم اکنون چه میکند ؟

کدام یک از آشنایانمان در کنکور و یا مسابقات مختلف علمی موفق شده است ؟

 و خبرهای مختلف دیگری از این دست .

بعد با کمی نگاه در می یابیم که خیلی بی خبر بوده و زندگی روزمره عجیب ما را از سرمایه های عظیم انسانی  خودمان و از نعمتهای بی بدیل اطرافمان دور  کرده است و نقش ما را در نگهداشت سرمایه های معنوی گذشتگانمان کم رنگ کرده است .

حقا نقش ما در بزرگداشت یاد عزیزانمان ،همانهایی که زمانی نه چندان دور در بین ما بودند و حال نیستند و زمانی نه چندان دورتر ما  نیز به آنان خواهیم پیوست ،چقدر است ؟

چقدر در ایجاد شادی در بین دیگر عزیزانمان کوشا بوده ایم ؟

چقدر در زدودن غمی از دل نزدیکانمان  حتی به اندازه یک همدردی تلاش کرده ایم و آیا اصلا میدانیم که او دارای غمی بزرگ و مشکلی عظیم است ؟

چقدر در شناساندن انسانهای موفق جمعمان که کم هم نیستند به نسل تازه تر موفق بوده ایم ؟

چقدر در ایجاد ارتباط صمیمانه نسل امروز با نسل گذشته که جزء ذخایر هر خانواده هستند کوشا بوده ایم ؟

چقدر در شادی آشنایانمان حتی به اندازه یک تبریک گفتن سهیم بوده ایم ؟

وچقدر های دیگر....

لذا با این نگاه که در این زمینه ها نه اینکه کار نشده بلکه کم کار شده است تصمیم به ایجاد محیطی برای ارتباط هر چه بیشتر اقوام با همدیگر نمودیم که ماحصل آن با اتکا به خداوند متعال راه اندازی مجمعی خانوادگی بود  که نام آن را به یمن ولادت امام رأفت و مهربانی ،حضرت علی بن موسی الرضا (ع )"مجمع خانوادگی رأفت "نهادیم به آن امید که حضرتش جمع ما را از نگاه مهربانانه خود هیچگاه محروم نسازد.

حال با این مقدمه گوشه ای از اهداف و برنامه های این مجمع را به شرح زیر بعرض میرسانم .

                                                                    ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 12:20  توسط  حسین   | 

ولادت امام رضا علیه السلام

در میان تعالیم ادیان الهی درباره والدین و حقوق آنها، نگاه مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به این مساله از ویژگی های خاص و ظریفی برخوردار است. به عنوان نمونه، هنگامی که در مکتب امام هشتم، امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می نشینیم، آن حضرت این گونه به ما می آموزند که:

"بدان که حق مادر، لازم ترین حقوق و واجب ترین آنها است؛ زیرا او (بار سنگین فرزند خویش را) تحمل و جابجا کرد؛ به گونه ای که هیچ کس حاضر نیست دیگری را این گونه به دوش بکشد. مادر (کودک خویش) را با چشم و گوش و همه وجودش، نگهداری کرد و بدین کار شادمان و خوشحال بود. پس (فرزند خویش را) علیرغم همه سختیهائی که وجود داشت، حمل نمود؛ آن سان که احدی تاب تحمل آنرا ندارد. او راضی است تا خود گرسنه بماند، اما فرزندش سیر باشد و خود تشنه بماند، ولی کودکش سیراب گردد و خود بی جامه باشد، اما فرزندش در جامه بسر برد و کودکش در زیر سایه قرار گیرد؛ در حالیکه خود او به زیر آفتاب است.

پس تا بدین اندازه باید سپاسگزار مادر  بود و به او نیکی نمود و با او با مدارا رفتار کرد؛ هر چند که شما جز با یاری خداوند نمی توانید حتی کوچک ترین حق او را نیز ادا کنید، چرا که خداوند متعال حق او را قرین حق خود قرار داده و فرمود: "به انسان توصیه کردیم شکر من، و پدر و مادرت را به جا آور که بازگشت همه به سوی من است. (1)

پدر نیز از نظر امام رضا (علیه السلام) دارای احترام و حقوق فوق العاده ای می باشد. از این رو، آن حضرت می فرماید:

"باید از پدر اطاعت کنی و نسبت به او نیکویی نمایی و در برابرش تواضع و خضوع کرده و به بزرگی از او یاد کنی و مورد احترام خویش قرارش دهی و در محضرش آهسته سخن گویی؛ چرا که پدر اصل و ریشه ی فرزند است و فرزند بخشی از اوست. اگر پدر نبود، فرزند هم نبود.

ای فرزندان! با قدرت و توانایی خداوند متعال، دارایی و موقعیت و جانتان را برای آنان به کار گیرید. به راستی که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت می کنم که آن حضرت فرمود: خود و دارائیت به پدرت تعلق دارید.  بنابراین خود و ثروت خویش را فدای پدرت نما.

(ای فرزندان!) در این دنیا با نیکی کردن به پدران، به خوبی در کنارشان باشید و پس از مرگ آنان با طلب بخشش و رحمت از خداوند، به یادشان باشید؛ چرا که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود: "هر کس به پدرش در حال حیات و زندگیش نیکی و احسان کند، ولی پس از مرگش او را از دعای خیر فراموش نماید، خداوند او را عاق و نافرمان می نامد. ..."(2)

نکند ما نیز گرفتار مرداب روزمرگی ها شده باشیم. نکند پدر و مادرمان که نردبان ترقی و پیشرفت زندگیمان بوده اند را به فراموشی سپرده باشیم. نکند پدر و مادری از ما اینک چشم انتظار محبت و توجه ما باشند. بیائید اینک در شب میلاد مظهر محبت و عطوفت، به والدین خود سری بزنیم و آنان را در هر کجا که هستند مورد لطف و توجه قرار داده و از خدای خویش بخواهیم که یاریمان کند تا بتوانیم گوشه ای از زحماتشان را جبران نماییم ...

 


پی نوشت ها:
1 ـ " ... ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر " (سوره لقمان، آیه 14)


2- کتاب "فقه الرضا (علیه السلام)"، منتسب به امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 
 
  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 19:53  توسط  حسین   | 

السلام علیک ایها الامام الرئوف ٬السلام علیک یا ابالحسن

یا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام )و رحمه الله و برکاته

 

امام رضا

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 10:22  توسط  حسین   | 
سلام

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 12:58  توسط  حسین   |